چیزای باحال

1.عشق تو چشمای هم نگاه کردن نیست .با چشمای هم به زندگی نگاه کردنه$$$$$$$$

2.گل اگر خشک شود ساقه اش میماند دوست اگر جدا شود خهطره اش میماند#اینم مال بچه های بی معرفت#

3.اگر عاشق شدن یک نوع گناه است دل عاشق شکستن صد نوع گناه هست.

                                                                                                            oto gol

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

سلامی دوباره

شلوووووووووووووم

به همه ی دوستای گل و بلبل و قناری و نازنین و گوگولی مگولی و گوریل انگوری خودمون!!!

ای فوتبالیستها/البته والیبالیستهای گرامیُُُُ چرا هیچکدومتون همت نکردین یه دوخط واس این وبلاگ بیچاره ی دربه در بنویسید

باااازم خود خود بزی جون

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

jjjjjjjjjjjjjjuuuuuuusssssss and selll

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

jjjjjjjjjjjjjjuuuuuuusssssss

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

اینم عکسایی از هرکی باشه

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

jennifer lopez

اینجا فقط مخصوص کسائیه که مث خودم عشق جنیفرو دارن

از همینجام میبوسمتون!!!

در ضمن برای کساییه که مخالف زیبایییییییی جنی جونم هستن باید بهشون بگم fallow the leader و dance again  و خود خود on the floor,i'm into you)اونجا که تو دریاست)papi ..... رو با دقت تمام ببینید تا برای خودتون متاسف بشید!!!

گرچه اون بی عرضه(بیونسه)زیباترین زن 2012 شد ولی جنی جون هنوز رکورد فریبنده ترین و جذابترین زن رو به کسی لطف نکرده اهدا کنه!!!!!!!!

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

تولدت مبارک

هوووو  هوووو هوووو!!

دوستای گلم دیروز تولد یکی از ما فوتبالیستها بود!!اسمشو نمیخوام بگم ولی از اینجا بهش میگم

میکی موس جونم

                                    "تولدت مبارک"

                                   happy birthday to you

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت
مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد
متوجه شد که کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی
میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش
را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت
و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید... که کلاه
خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را
بطرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش
تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد
چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر
درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش
را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین
انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند.
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت 
و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری.
منبع :نویسنده های کوچولو

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

بیا توووووووووو

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

car

  • Digg
  • Del.icio.us
  • StumbleUpon
  • Reddit
  • Twitter

مکث تمپ | قالب هاي رايگان وبلاگ | قالب هاي بلاگفا | قالب هاي ميهن بلاگ | قالب هاي پرشين بلاگ | قالب هاي بلاگ اسکاي | قالب هاي ديتالايف | پوسته هاي وردپرس